خبرنگار

شحات محمد انور اسطوره تلاوت قرآن کریم

سال ۱۳۶۹ بود دوستی داشتم بنام جعفر نجف پور یکی از دوستان جلسه ای من بود. یه روز جعفر اومد به من گفت شحات رو می شناسی: گفتم  نه شحات کیه گفت یه قاری محشر تازه از مصر اومده ... خلاصه نوار انعام شحات گرفتم همان انعامی که تو رشت خونده بود اگر اغراق نباشه من هرروز چند بار این نوارو گوش می کردم ولقد جئتمونا فرادی ....

من شحاتو ندیده بودم و ندیدم همیشه در آرزوی نشستن در جلسه زنده تلاوت او بودم ولی قسمت نشد کدام سورشو بگم انبیاء انعام (مصری ) نساء و...همش محشر بود خلاصه ما دو دهه با شحات و تلاوتهای او زندگی کردیم واقعا رحلت اسطوره ای مثل شحات ضایعه دردناکی بود که به جامعه  قاریان قرآن کریم وارد شد درسته  فرزندان خوبی از خود به یادگار گذاشته ولی مطمئن باشید شحات هیچوقت تکرار نخواهد شد همانطور که مصطفی اسماعیل منشاوی عبدالباسط تکرار نشده اند اینجانب از صمیم قلب ضایعه دردناک رحلت استاد محض استاد شحات انور رو به تمام دوستاران ایشان تسلیت عرض می کنم .

 

استاد شحات انور در سال 1329 هجری شمسی در روستای «كفرالوزير» كه مركزی دور افتاده در استان «دقهليه» در كشور مصر است، متولد شد. بيش از سه ماه از ولادت او نگذشته بود كه پدرش وفات يافت و كودك خردسال نتوانست، خوبی‌های پدرداشتن را بچشد و چون هيچ مهر و عطوفتی مانند مهر مادری نيست، مادرش فرزند كوچك را به دامن گرفت و برای اقامت در منزل پدرش رهسپار شد تا با دايی‌های او زندگی كند؛ چرا كه دايی‌اش، استاد«حلمی محمدمصطفی» وی را همچون پسر خود می‌دانست و بهترين امانت‌دار او بود.
 «محمدهادی صلح‌جو»:
استاد شحات در حد اعلی تلاوت قرآن كريم بسيار متواضع و فروتن بود و با لقب «ملك‌النغم» به معنای پادشاه نغمات معروف است كه اين می‌تواند درسی برای همه باشد و دو فرزند استاد كه هم‌اكنون از قاريان مطرح كشور مصر و جهان هستند نيز به خوبی رويه پدر را ادامه می‌دهند

چنين جوانی كه به طور مرتب می‌درخشيد و قرآن كريم از حنجره‌ او مانند آب جاری در آب‌راه جريان داشت و شهرت او بر سن او بسيار سبقت گرفته بود آن قدر شايسته بود كه رييس مركز شهر (ميت غمر) در سبعينات دعوت‌نامه‌ای برای او بفرستد و او را به يكی از مناسبت‌های دينی كه مرحوم دكتر «كامل البوهی» اولين رييس راديو در آن حضور داشت، فرا بخواند.

استاد شحات در اين زمينه می‌گويد: «من دوست كارمندی در مجلس شهر ميت‌غمر داشتم، او به من گفت رييس مركز برای مراسم افتتاحيه يك محفل دينی، تو را دعوت كرده است كه مسئولان بلند پايه و رئيس راديو در آن حضور دارند و محفل در مسجد «زنفلی» برگزار خواهد شد و من قبول كردم و رفتم، وقتی مرحوم دكتر البوهی صدای مرا شنيد، گفت: شما با اين استعداد چرا اقدام نمی‌كنی كه در راديو قرائت كنی؟ و مرا تشجيع كرد؛ من رفتم و تقاضا‌نامه‌ای نوشتم و مدتی بعد، نامه‌ای با تاريخ آزمون برايم آمد.»

مرحوم استاد شحات انور می‌افزايد: «طبق تاريخ رفتم، ولی هيأت داوران با وجود اعجاب شديدشان نسبت به خواندن من گفتند: بايد مدتی برای فراگيری نغمه‌ها و دستگاه‌ها كلاس ببينی، من از استاد «محمود كامل» و استاد «احمد صدقی» از چگونگی كار سئوال كردم و ايشان مرا به آموزشگاه موسيقی راهنمايی كردند، دو سال به آموزشگاه رفتم و همه مقامات و الحان قرآنی را با كيفيت عالی فرا گرفتم تا سال 1979، دوباره تقاضانامه‌ام را نوشتم كه سرانجام موفق شدم و آن‌ها برنامه‌ای برای تلاوت‌هايم به من دادند و از آن پس بود كه به راديو راه يافتم.»

او از همان كودكی به يادگيری و حفظ قرآن اقدام كرد و در حالی‌كه هشت ساله بود، به كمك دايی‌اش حافظ كل قرآن شد، وقتی به سن 10 سالگی رسيد دايی‌اش او را به يكی از روستاهای مجاور (كفر‌المقام) برد تا تجويد قرآن را از مرحوم استاد سيد«احمد فراحی» فراگيرد و ديری نپائيد كه در دوران جوانی به قاری قابلی تبديل شد و از اقصی نقاط كشور مصر برای تلاوت و قرائت از او دعوت می‌شد.

 يادبود استاد شحات انور
هيچ قاره‌ای از دنيا نبود كه استاد شحات در ماه مبارك رمضان، از سال 1985 تا 1996 به آن مسافرت نكند و او بارها از طرف وزارت اوقاف مصر و بسياری از اوقات به دعوت‌های خصوصی ميليون‌ها نفر از دوست‌داران قرآن كريم در خارج از مصر مانند انگليس، آمريكا، آرژانتين، اسپانيا، فرانسه، برزيل، دولت‌های خليج فارس، نيجريه، زئير، كامرون و بسياری از دولت‌های آسيايی به ويژه ايران سفر كرد

استاد شحات پس از آن كه پايه شهرت خود را بنا نهاد، بر آن تكيه زد تا آزادانه اين بنا را با سفر و جستن مجد و عظمت بيشتر در سراسر دنيا، بپوشاند، هيچ قاره‌ای از دنيا نبود كه در ماه مبارك رمضان، از سال 1985 تا 1996 به آن مسافرت نكند و او بارها از طرف وزارت اوقاف مصر و بسياری از اوقات به دعوت‌های خصوصی ميليون‌ها نفر از دوست‌داران قرآن كريم در خارج از مصر مانند انگليس، آمريكا، آرژانتين، اسپانيا، فرانسه، برزيل، دولت‌های خليج فارس، نيجريه، زئير، كامرون و بسياری از دولت‌های آسيايی به ويژه ايران سفر كرد و به قول خودش در همه اين مسافرت‌ها، جز رضای خداوند و بهروزی مسلمين با استماع آيات كتاب الله مجيد را در نيت نداشته است.

فرزند او، «انور شحات محمد انور» نيز از قاريان جوان و نامی است كه در مسابقات بين‌المللی قرآن عربستان، در سال 1380 رتبه نخست را به خود اختصاص داد، او پنج بار از سوی دارالقرآن نيروی مقاومت بسيج و نيروی انتظامی، سازمان اوقاف و امور خيريه و شبكه قرآن سيما، برای تلاوت در ماه رمضان به ايران دعوت شده و در 22 استان كشور به اجرای برنامه پرداخته است؛ انور شحات پدر را بهترين اسوه و الگوی خود می‌داند و معتقد است كه وی هيچ‌گاه نمی‌تواند جای پدرش را در محافل قرآن پر كند.

استاد شحات محمدانور چهار سال به دليل نوعی بيماری كبدی در محافل قرآنی تلاوت نمی‌كرد و مدتی در بيمارستان خاتم‌الانبياء(ص) تهران برای مداوا تحت نظر بود و سرانجام ديروز، 23 دی ماه جان به جان‌آفرين تسليم كرد.

روحش شاد و يادش گرامی باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 7:49  توسط  حمید کاملی  | 

افزایش تلفات خبرنگاران در سال 2007 میلادی

 

 
 به نقل از سايت سازمان خبرنگاران بدون مرز، در سال 2007 ميلادي دست كم 86 خبرنگار در سرتاسر جهان كشته شده‌اند كه براي پنجمين سال متوالي اين آمار با رشد رو‌به‌رو بوده است. اين آمار با 244 درصد افزايش از 25 نفر در سال 2002 به اين تعداد و بالاترين ميزان خود از سال 1994 تاكنون رسيده است.
در سال 1994، 103 خبرنگار كشته شدند كه حدود نيمي از آنها در جريان نسل‌كشي رواندا و حدود 20 نفر در جريان جنگ‌هاي داخلي الجزاير و عده‌اي نيز در يوگسلاوي جان خود را از دست دادند.
در حاليكه عراق نيمي از آمار تلفات فعالان خبري در سال 2007 را به خود اختصاص داده است اين كشور به مرگبارترين كشور تاريخ جهان براي خبرنگاران تبديل شده است كه از زمان تجاوز آمريكا به اين كشور در سال 2003، شاهد مرگ 207 فعال رسانه‌اي و خبري بوده است. آمار تلفات فعالان خبري در اين كشور بسيار بيشتر از ويتنام، يوگسلاوي يا كشورهاي ديگر بوده است.
اين سازمان غيردولتي با محكوم كردن واكنش مقامات عراقي و آمريكايي كه خود آنها را نيز متهم به ايجاد خشونت شديد عليه خبرنگاران مي‌كند، خواستار شكل گيري تلاش‌هايي براي توقف اين روند شده است. اين سازمان معتقد است كه خبرنگاران در عراق عمداً هدف گروه‌هاي مسلح قرار گرفته‌اند و كشته شدن آنها ناشي از اتفاقات و حوادث نيست.
آمار تلفات خبرنگاران در پاكستان و سومالي نيز پس از چند سال با افزايش رو به رو شده است.
تنها خبر خوب موجود اين است كه براي اولين بار در 16 سال گذشته هيچ خبرنگاري در كلمبيا در زمينه فعاليت حرفه‌اي خود در سال 2007 كشته نشده است.
47 خبرنگار كشته شده در عراق، به جز يك روسي، اكثراً عراقي‌هايي بوده‌اند كه براي رسانه‌هاي محلي كار مي‌كرده‌اند. انگيزه فعلي اين خبرنگاران چندان معلوم نيست اما احتمالاً در رابطه با كار آنها و يا خروجي رسانه‌اي بوده كه براي آن كار مي‌كرده‌اند. دولت عراق تنها كاري را كه براي حمايت از خبرنگاران موفق به انجام آن شده اجازه حمل سلاح به خبرنگاران بوده است.
مرگ 8 خبرنگار در سومالي، سال 2007 را مرگبارترين سال يك دهه گذشته اين كشور كرد. رسانه‌هاي خارجي معمولاً از اعزام خبرنگار به سومالي خودداري مي‌كنند كه به اين ترتيب اكثر كشته‌شدگان از خبرنگاران محلي بوده‌اند. 4 نفر از آنها توسط آدم كش‌ها كشته شده و 3 نفر نيز جزء چهره‌هاي برجسته رسانه‌اي بوده‌اند.
در پاكستان 6 خبرنگار، در سري‌لانكا 3 نفر، در اريتره، فيليپين، نپال، افغانستان و مكزيك نيز 2 نفر كشته شدند در حاليكه مرگ يك خبرنگار در سال 2007 در كشورهاي چين، برمه، قرقيزستان، تركيه، سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين، جمهوري دموكراتيك كنگو، زيمبابوه، آمريكا، هائيتي، برزيل، پرو و باراگوئه ثبت شده است.
سازمان خبرنگاران بدون مرز همچنين خواستار رسيدگي دادگاه بين‌المللي كيفري آينده لبنان به ساير قتل‌هاي اين كشور از سال 2004 تاكنون شده كه قتل 2 خبرنگار در سال 2005 نيز جزء آن است.
اين سازمان با اشاره به عدم مجازات قاتلين خبرنگاران در 90 درصد موارد اعلام كرده كه مجازات اين افراد اقدامي حياتي است و در سال 2008 دو دادگاه كليدي در اين زمينه برگزار خواهد شد. يكي در مورد قتل «هرانت اينك» در تركيه و ديگري در مورد «آنا پوليتكوفسكايا» در روسيه.
بر اساس آمار اين سازمان تا 1 ژانويه 2008 دست كم 137 خبرنگار در زندان بوده‌اند و دست كم 887 خبرنگار در سال 2007 بازداشت شده‌اند كه در اين ميان پاكستان با 195 نفر بيشترين تعداد خبرنگاران بازداشت شده را دارا بوده است.
ربودن خبرنگاران نيز در سال گذشته ميلادي اكثراً در عراق و افغانستان افزايش يافت كه چندين نفر از قربانيان توسط ربايندگان به قتل رسيدند. هنوز هم دست كم 14 خبرنگار به عنوان گروگان در دست ربايندگان قرار دارند كه هر 14 نفر در عراق هستند.
در 4 سال گذشته، چين با 33 نفر و كوبا با 24 نفر بزرگترين زندان‌هاي خبرنگاران در جهان را دارا بوده‌اند. در سال 2007 همچنين 65 منتقد اينترنتي زنداني شده‌اند كه به ترتيب چين، ويتنام و مصر رتبه‌هاي اول تا سوم در اين زمينه را دارا هستند.
در سال 2007 هم دست كم 2476 وب سايت در سرتاسر جهان بسته يا تعليق شدند.
سوريه بيشترين ميزان فيلتر كردن سايت‌ها را نيز به تعداد 100 عدد در سال 2007 دارا بوده است كه «هات ميل» نيز يكي از اين سايت‌ها بوده است.
از لحاظ پراكندگي جغرافيايي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا بيشترين تلفات جاني خبرنگاران را با 48 نفر در اختيار داشته، بيشترين ميزان بازداشت‌ها و حملات فيزيكي و تهديد در قاره آسيا به ترتيب با 430 و 562 مورد رخ داده است. بيشترين ميزان ربودن خبرنگاران نيز با 29 نفر متعلق به خاورميانه و شمال آفريقا بوده است.
به طور كلي در سال 2007، 86 خبرنگار و 20 نفر از دستياران و كمك‌هاي خبرنگاران (از جمله راننده و ...) كشته شده، 887 نفر بازداشت، 1511 نفر مورد حمله فيزيكي يا تهديد قرار گرفته، 67 خبرنگار ربوده شده و 528 رسانه تحت سانسور واقع شده‌اند.
در مورد فعاليتهاي اينترنتي 37 وبلاگ نويس دستگير شده، 21 نفر مورد حمله فيزيكي قرار گرفته و 2676 وب سايت بسته و تعطيل يا تعليق شدند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 7:21  توسط  حمید کاملی  |